جوان ۲۷ ساله معروف به قاتل مارمولک نشان

به گزارش افکارنیوز، «سجاد-ر» پرایدسواری که پنجم اردیبهشت با ربودن کودک ۱۰ ساله مشهدی، وی را به طرز وحشتناکی در جاده فرعی شهرک صنعتی مشهد به قتل رساند، با برگزاری جلسات بازپرسی در شعبه ۲۱۱ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در حالی با اتهامات گوناگونی روبه رو شد که برخی از این اتهامات در صلاحیت رسیدگی دادسرا قرار ندارد و به طور مستقیم در دادگاه های کیفری خراسان رضوی بررسی می شود.

متهم این پرونده که در رشته حقوق تحصیل کرده و در ابتدا با داستان سرایی و تناقض گویی قصد داشت مسیر تحقیقات پرونده را به انحراف بکشاند، در نهایت وقتی مقابل دلایل و مدارک مستندی قرار گرفت که از سوی قاضی «کاظم میرزایی» (بازپرس ویژه قتل عمد) ارائه می‌شد، چاره ای جز بیان حقیقت نیافت و به قتل فجیع کودک معصوم به قصد آزار و اذیت وی در حالی اعتراف کرد که هنوز زوایای پنهان این پرونده در مرحله تحقیق قرار دارد. متهم معروف به قاتل «مارمولک نشان» که با اتهاماتی از قبیل آدم ربایی، مباشرت در قتل عمدی و ایراد ضربات غیرکشنده در مرحله دادسرا روبه رو شده است، به سوالات «خراسان» این گونه پاسخ داد:

کودک ۱۰ ساله را چگونه سوار خودرو کردی؟
از سمت چهارراه «چه کنم» به طرف بولوار هدایت می رفتم که آن کودک تقاضای سرویس کرد، من هم قبول کردم.

مشخصات کامل کودک را می توانی بگویی؟
بله! او پیراهن قرمز، شلوار آبی و کفش های کتانی مشکی به تن داشت و کیف مدرسه اش را نیز با خود حمل می کرد.

کیف مدرسه و بخشی از طنابی که با آن دست و پای کودک بسته شده بود در خودروی شما کشف شده است، چه می گویی؟
درست است آن کیف سبز رنگ مال آن دانش آموزی بود که سوارش کردم. طناب را هم از قبل برای نیازهای شخصی خودم خریده بودم و درون خودرو نگهداری می کردم تا روزی از آن برای نیازهای دیگرم استفاده کنم.

چرا به سمت شهرک صنعتی رفتی درحالی که مدرسه کودک در بولوار ارشاد مشهد بود؟
من فقط ۱۵ دقیقه در شهرک صنعتی بودم ولی بعد که عصبانی شدم او را مورد ضرب و جرح قرار دادم و از آن جا فرار کردم!!

چند ضربه با چاقو بر پیکر آن کودک معصوم زدی؟
فکر کنم سه ضربه با چاقو زدم و دو ضربه هم با سنگ (پزشکی قانونی هفت ضربه با چاقو را تایید کرده است)

بعد از سوار کردن کودک به کدام مسیرها رفتی؟
او را از بولوار موسوی قوچانی سوار کردم و به سمت میدان راهنمایی، احمد آباد، چند نشانی دیگر و در نهایت به میدان فهمیده رفتم و از جاده سنتو به سوی شهرک صنعتی حرکت کردم.

لباس های مقتول را کجا انداخته ای؟
آن ها را سرقت نکردم بلکه در جاده شهرک صنعتی به سمت مشهد در جایی که نخاله های ساختمانی است گذاشتم که بعد تحویل ماموران دادم.

چرا با بی رحمی آن ضربات سنگ را به سربچه زدی؟
او الفاظ رکیکی به کار می برد و سروصدا می کرد و من برای ساکت کردن او با سنگ ضرباتی به سرش زدم!

چرا سنگ ها را با خودت بردی؟
چون سنگ ها خون آلود بود، نمی خواستم در محل قتل بماند به همین خاطر سنگ ها را به جای دیگری بردم و در مسیر راه انداختم!

چاقو را چه کردی؟

چاقو را هم در مسیر جاده مشهد، شهرک صنعتی از خودرو بیرون انداختم اما هرچه کارآگاهان در همان اطراف گشتند پیدا نشد!

چاقو را از کجا تهیه کردی ؟
آن چاقو دسته سفیدی داشت که برای میوه خوری از خانه پدرم برداشته بودم تا داخل خودرو میوه بخورم!

هنگام قتل تنها بودی؟
بله! کسی همراهم نبود.

در مسیر تردد به جایگاه سوخت هم رفتی؟
نه! من روز قبل از این حادثه در جایگاه سی ان جی کوی امیر سوخت گیری کردم. چون پرایدم دوگانه سوز است.

زمانی که کودک را کتک می زدی، چیزی نگفت؟
فقط تقاضای کمک می کرد تا دیگران به او کمک کنند.

بعد از آن که پیکر بی جان کودک بی گناه را رها کردی، کجا رفتی؟
به منزل پدرم بازگشتم و آن جا بودم تا این که در خواب توسط کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی دستگیر شدم.

رفتن به نوارابزار